چه باید گفت !

<<<< آنچه با سخاوت بدهي، به تو باز خواهد گشت >>>>

1391

خداییش دلم واسه وبلاگم تنگ شده بود . . .

تاریخ رو که دیدم دیدم سال ۸۸ وبلاگم رو ساختم . (عمرمونه هاااا )

آخرین پستم تبریک عید ۹۰ بود . =))  پارسال .

 

ای بابا بگذریم ...    ( عیدتون مبارک )

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390ساعت 13:53  توسط حامد رحمانی  | 

1390

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389ساعت 11:25  توسط حامد رحمانی  | 

. . .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم بهمن 1389ساعت 16:25  توسط حامد رحمانی 

؟؟!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام دی 1389ساعت 18:15  توسط حامد رحمانی  | 

نظریه های غیرممکن اما امکان پذیر ...

+ نوشته شده در  جمعه دهم دی 1389ساعت 1:43  توسط حامد رحمانی  | 

نظریه های غیرممکن اما امکان پذیر ...

+ نوشته شده در  جمعه دهم دی 1389ساعت 0:52  توسط حامد رحمانی  | 

نظریه های غیرممکن اما امکان پذیر ...

+ نوشته شده در  جمعه دهم دی 1389ساعت 0:24  توسط حامد رحمانی  | 

نظریه های غیرممکن اما امکان پذیر ...

+ نوشته شده در  جمعه دهم دی 1389ساعت 0:11  توسط حامد رحمانی  | 

نظریه های غیرممکن اما امکان پذیر ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم دی 1389ساعت 23:48  توسط حامد رحمانی  | 

شب یلدا ...

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام آذر 1389ساعت 19:3  توسط حامد رحمانی  | 

پارسال همین موقع ها بود وبلاگ زدیماااا ...

یادش به خیر .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آذر 1389ساعت 0:31  توسط حامد رحمانی  | 

بههههههههههههههههههه . . .

هر گلی که می دهد به چمن صفا , گلچین روزگار امانش نمی دهد...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم آبان 1389ساعت 23:25  توسط حامد رحمانی  | 

سیاست !

يك روز یک پسر کوچولو که می خواست انشاء بنویسه از پدرش می پرسه: پدرجان !
لطفا برای من بگین سیاست یعنی چی ؟
پدرش فکر می کنه و می گه :بهترین راه اینه که من برای تو
یک مثال در مورد خانواده خودمون بزنم که تو متوجه سیاست بشی
من حکومت هستم، چون همه چیز رو در خونه
من تعیین می کنم.. مامانت جامعه هست، چون کارهای خونه رو اون اداره میکنه.
کلفت مون ملت فقیر و پا برهنه هست، چون از صبح تا شب کار می کنه وهیچی نداره.
تو روشنفکری چون داری درس می خونی و پسر فهمیده ای هستی...
داداش کوچیکت هم که دو سالش هست،نسل آینده است.
امیدوارم متوجه شده باشی که منظورم چی هست و فردابتونی در این مورد بیشتر فکر کنی.
پسر کوچولو نصف شب با صدای برادر کوچیکش از خواب می پره. می ره به اتاق
برادر کوچیکش و می بینه زیرشرو کثیف کرده و داره توی خرابي خودش دست و پا می زنه. می ره توی اتاق
خواب پدر و مادرش و می بینه پدرش توی تخت نیست و مادرش به خواب عمیقی فرو رفته و هر کار می کنه مادرش از خواب بیدار نمی شه. می ره تو اتاق کلفت شون که
اون رو بیدارکنه، می بینه باباش توی تخت کلفتشون خوابیده .....؟؟؟؟
میره و سر جاش می خوابه و فردا صبح از خواب بیدار می شه.

فردا صبح باباش ازش می پرسه: پسرم! فهمیدی سیاست چیه؟ پسر می گه: بله پدر، دیشب فهمیدم که سیاست چیه:
سیاست یعنی اینکه حکومت، ترتیب ملت فقیر و پا برهنه رو می ده، درحالی که جامعه به خواب عمیقی فرورفته
و روشنفکر هر کاری می کنه نمیتونه جامعه رو بیدار کنه، در حالیکه نسل
آینده داره توی گه دست و پا میزنه

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم آبان 1389ساعت 13:23  توسط حامد رحمانی  | 

می جوشه دیگه ... چیکار کنیم . .. !

                                                                                             

چه شاعرانه قدم می نهم بر این فصل زرد

و چه زیبا می سرایند برگ های پایییزی آواز خزان را

                  دلم در مرگ برگ ها نمی لرزد .

 

درخت مهیای تولدی دیگر است .

کاش می دانستی تلالو خورشید بر پیکر برگ ها

                چه تابلوی زیبایست از

                سرانگشتان پر احساس خدا

 

کاش می فهمیدی  . . .

            که عاشق ترند دانه های سرخ انار .

 

پاییز فصل من است .

فصل برگ های نارنجی .

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم آبان 1389ساعت 0:36  توسط حامد رحمانی  | 

فقر ...

 

خدایا همچنان این چیزا رو ببین و ...    هیچی نگو .

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مهر 1389ساعت 14:32  توسط حامد رحمانی  | 

مطالب قدیمی‌تر